طریق سعادت

                    طریق سعادت

پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد


سومین سالگرد ارتحال ملكوتی عالم ربانی ‎‎‏و عارف صمدانی حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره) بر دوستداران عالمان تشیع تسلیت باد .





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 توسط حیدر محمدخانی



بار دیگر شیطان چهره خبیث خود را در فردی به نام شاهین نجفی نشان داد.

خبری را در خصوص اهانت خواننده بی دین و مذهب ‎‎‎‏،بی ریشه ،‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‎‎بی اصل و بی فرهنگ به نام شاهین نجفی به ساحت مقدس امام رضا (ع) و امام هادی (ع) و امام زمان ( ارواحنا له الفدا ) خواندم ،این خبر قلب آنانی كه به عشق اهلبیت علیهم السلام می تپد را به درد آورد هر چند جایگاه امامان معصوم علیهم السلام بسیار فراتر از آن است كه در ذهن ما بگنجد لذا با چنین اعمال ناشایستی تلنگری هم به مقام شامخ آن بزرگواران وارد نمی آید .

این مطلب را  آنانی كه به خدمت انگلیس  اسرائیل و آمریكا كمر بسته اند و نوكری آنان را می كنند و با دست نوازش كشیدن آنان دم تكان می دهند بدانند كه این اعمال كثیف بی جواب نمی ماند و انشاءالله در آتش خشم شیعیان و دوستداران آل الله خواهند سوخت .

امیدوارم دوستان عزیز در وبلاگ هاشون انزجار خود را از عمل كثیف این جانور اعلام نمایند .

 

من الله التوفیق





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 توسط حیدر محمدخانی



 

سالروز ولادت حضرت بتول و هدیه آسمانی خدا به رسول، بانوی ملکوت و جبروت، حضرت صدیقه طاهره (س) و بزرگداشت مقام زن و روز مادر و همچنین سالروز ولادت معمار كبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) مبارك باد

 

 

ماســـویٰ را بـــاز از نو جـــلوه‌ای دیگــر شده

گـــوئیا مـــیلاد زهـــرا دخـــت پیغـــمبر شــــده

خازن جـــنّت مگر بگـــشوده درهـــای بهــشت

كاین چنین خوشبو جهان چون نافه ی ازفر شده

مژده ی شـــادی رسد هر دم بگوش جان زِغیب

كـــز خـــدا بر مصـــطفیٰ امشـب عطا كوثر شده

آســـمان بــر مهر و ماهــــت ناز تا كی می‌كنی؟

باعـــث مـــهر و مهــت این زهره ی ازهر شده

گر زِمـــن باور نــــداری رو بـــخوان اندر كسا

تا بـــدانی قـــدر او بـــــــالاتـر و بـــرتـــر شده

خــــود نـــه تنها علّـــت ایـــــجاد مهر و ماهِ تو

عــلّت ایجــــاد هر شیئـی زِ خشـــك و تــر شده

هم غــــــلام آستانــــش گــشته جــــــبریل امین

هم كنـــیز بارگـــــاهـــش مریم و هـاجـــــر شده

بــــــر زنـــــان اهـــــــل عالم زِابــــتدا تا انتها

پیـــــشوا و مـــقتدا و ســـیّد و ســـرور شـــده

بـــارها «اُمّ اَبیها» خـــوانــده او را مـــصطفیٰ

بر پــــــدر جز او كـــه دیده دخــتری مادر شده

همـــــسری او را نبـــودی گــر نمی‌بودی علی

کـــــوثر و دلداده ی او ســــــاقی کــــوثر شده

یــــازده فرزنـــد پاكـــش هــر یكی بعد از علی

كشتــــــی دیـــــــن نبی را تـــــا ابد لنگر شده

گلشن توحید ازاین گل گــشته خرّم چون بهشت

پیكر اســــــلام را او زینـــــت و زیـــــور شده

بـــاغ دین را آبــــیاری كرده فـــرزندش حسین

این صدف را افتخار این نازنین گوهـــر شـــده

ای گـــــنهكاران دگـــــــر از آتـش فردا چـه غم

چــــون كه میــــلاد بتول آن منجی محـشر شده

 

 





نوشته شده در تاریخ شنبه 23 اردیبهشت 1391 توسط حیدر محمدخانی



13 جمادی الثانی سالروز وفات حضرت ام البنین (س) تسلیت باد

نام مبارك آن حضرت  فاطمه و كنیه شریفش ام البنین است و آن حضرت به همین كنیه معروفند. پدر آن حضرت حزام بن خالد و مادرشان لیلی دختر شهید بن ابی عامر است.

امیرالمؤمنین علیه السلام آن حضرت را به همسری برگزید و خداوند چهار پسر به ان حضرت عنایت فرمود: حضرت قمر بنی هاشم عباس علیه السلام، عبدالله، جعفر و عثمان علیهم السلام كه 4 پسر در كربلا شهید شدند.

بانوانی كه از كربلا به مدینه مراجعت كردند در خانه ام البنین عزاداری می كردند. آن حضرت اگر چه در كربلا نبود ولی از ناله و گریه قرار نداشت هنگامی كه زن ها او را ام البنین خطاب می كردند و تسلیت می دادند می فرمود: «دیگر مرا ام البنین نخوانید..»

امام باقر علیه السلام می فرماید: آن حضرت به بقیع می رفت و ان قدر جانسوز مرثیه می خواند كه مروان با آن قساوت قلب گریه می كرد» این گریه و زاری حضرت ادامه داشت تا بدرود حیات گفت.

علامه مامقانی می نویسد:  از علو مقام حضرت ام البنین علیها السلام همین بس كه وقتی بشیر بن جذلم خبر شهادت فرزندانش را به او داد فرمود: «رگ های قلبم را بریدی! فرزندانم و هر آنچه زیر آسمان است به فدای ابا عبدالله الحسین علیه السلام باد».





نوشته شده در تاریخ شنبه 16 اردیبهشت 1391 توسط حیدر محمدخانی



در اواخر سال ۱۳۰۷ هجری خورشیدی در روستای ایرای لاریجان آمل متولد شد. در سن شش سالگی، به مکتبخانه رفت و خواندن و نوشتن یاد گرفت. تعدادی از جزوات متداول در مکتبخانه‌های آن زمان را خواند و در خردسالی، تمام قرآن را هم یاد گرفت. سپس وارد دورهٔ ابتدایی دروس حوزوی شد. تاریخ ورود وی به حوزهٔ علمیه، مهرماه سال ۱۳۲۳ هجری شمسی بود. متون ابتدائیهٔ درس حوزه را در آمل در نزد استادان محمد غروی، عزیزالله طبرسی، شیخ احمد اعتمادی، عبدالله اشراقی، ابوالقاسم رجائی و آیت‌الله فرسیو و سایرین فراگرفت و در آمل، آغاز به تدریس چند کتاب مقدماتی نمود.

در شهریور ۱۳۲۹ خورشیدی به تهران آمد و چند سالی در مدرسهٔ حاج ابوالفتح به سر برد و باقی کتب حوزوی را نزد آیت‌الله سید احمد لواسانی خواند. چندین سال در مدرسهٔ مروی به سر برد و زیر نظر آیت‌الله محمد تقی آملی و حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی (به مدت ۱۳ سال) درس خواند و از ایشان اجازهٔ اجتهاد دریافت کرد. در سال ۱۳۴۲ هجری شمسی به قصد اقامت در قم، تهران را ترک گفته و پس از ورود به قم، آغاز به تدریس معارف حوزوی و فنون ریاضی نمود.

در‌‌ همان دوران بود که به ملاقات امام خمینی (ره) رفت. خودش دربارهٔ این دیدار این‌طور می‌گوید:

«قبل از پانزده خرداد سال ۱۳۴۲ که در تهران مشغول تدریس بودم، شنیدم حضرت آیت الله العظمی امـام خمینی (قدس سـرّه) روحانیــانی را که برای ایام محــرّم جهت تبلیغ به اطراف و اکناف می‌روند موظف نمـوده انـد که مسـایل اجتمــاعی و سیـــاسی عالَـم اسلام و مشکلات جـامعه مســلمین و خصـوصـاً اوضاع ایــران را به گوش مـردم بــرسانند و مــردم را در این زمینه آگاه نمایند.

لذا بنده که برای ایام محرّم عازم آمل بودم احســاس کــردم این وظیفه متــوجه من نیـز می‌باشـد و باید در انجام آن بکوشـم، بـدین جهت قبـل از آنکه بسوی آمل بروم خود را به قم رسانیدم. قمی که با هیچ یک از خیابان‌ها و کوچه‌هایش آشنا نبودم. سراغ منزل امام را گرفتم و به حضورشان شرفیاب شدم و به محضرشان عرضه داشتم که بنده حسن حسن‌زاده آملی هستم و فعلاً در حوزهٔ علمیهٔ تهران مشغول تحصیل و تدریسم. اساتید من عبارتند از حضرت علامه میرزا ابوالحسن شعرانی و… شنیدم که حضرتعالی، روحانیون را مکلف کرده‌اید تا مسائل سیاسی و مشکلات اجتماعی مسلمین را برای عموم مردم بیان کنند. لذا من که یکی از اطبای سر‌شناس آملم و جهت تبلیغ عازم آن دیارم، آمده‌ام به شما بگویم من هم مانند دیگران در خدمتم و شما نیز انشاءالله در اهدافتان موفق خواهید شد و همه با هم دست بدست هم می‌دهیم و انشاءالله تعالی کشور را از دست فسقه و فجره نجات می‌دهیم و دین خدا را پیاده می‌کنیم.»

در خصوص علامه، مطالب زیادی گفته شده و به ابعاد تربیتی، عرفانی، اخلاقی و علمی ایشان پرداخته شده است. به طور مثال، دختر ایشان من‌باب سیرهٔ تربیتی علامه می‌گوید:

«ایشان هیچ اجباری در تربیت علمی و دینی فرزندان به خرج نمی‌دانند. به هیچ وجه اهل اجبار نبودند؛ نه در تحصیل علوم و نه حتی در مسائل سلوکی؛ فقط از ما می‌خواستند که واجبات را ترک نکنیم، تنها براین مسئله تاکید شدید داشتند. بار‌ها به ما فرموده‌اند که من مسلمان تقلیدی نیستم، بیشتر مکاتب مادی و غربی را بررسی کرده‌ام و فهمیده‌ام که آن‌ها در برابر سوالات فیزیک و متافیزیک به طور جامع پاسخی ندارند، از همین طریق به پوشالی بودن آن‌ها پی بردم. بعد از آن هم به سراغ ادیان مختلف رفتم و پس از تحقیقات کامل، فهمیدم که هیچ کدامشان کلام و حرفی را به اتقان قرآن و کلام ائمه اطهار ندارند، لذا دین اسلام را پذیرفتم و بحمدالله شیعه دوازده امامی هستم.»

اما آنچه در خصوص اکثر علما، بویژه حضرت علامه حسن‌زاده اتفاق افتاده، غفلت از وجه سیاسی ایشان است. تا جایی که بعضاً تصور می‌شود این بزرگواران، رویکرد سیاسی نداشته و شاید این سکوت ساختگی، نشانه‌ای‌ست از عدم همراهی آن‌ها. در حالی که این آیات الهی، از حامیان خاص نهضت خمینی کبیر بوده و هستند.

به طور مثال، دربارهٔ آیت‌الله حسن‌زاده باید گفت همراهی علامه با انقلاب اسلامی، بعد از پیروزی آن بیشتر شد. خصوصاً پس از رحلت حضرت امام و به رهبری رسیدن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جملاتی که ایشان نسبت به رهبر انقلاب فرموده‌اند جالب توجه است.

برای نمونه، استاد رمضانی پیرامون سفر مقام معظم رهبری به آمل، خاطره‌ای تعرف می‌کنند که جالب توجه است:

«روزی خدمت علامه بودم و در مورد تعابیری هم‌چون «قائد ولی وفی»، «رائد سائس وفی»، «مصداق بارز نرفع درجات من یشاء» و «دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد» که ایشان برای مقام معظم رهبری به کار برده‌اند، گفت‌وگو و سؤال ‌کردم. چرا که آن زمان برخی نتوانستند این ستایش‌ها را تحمل کنند و به استاد خرده گرفتند. وی افزود: به استاد عرض کردم که برخی، عبارات شما در تمجید از مقام معظم رهبری را برنتافته‌اند. ایشان فرمودند: این عناوین بسیار خوب و به‎جا بود و از نظر بنده هیچ مشکلی ندارد.»

این سخنان حضرت علامه در شرایطی است که علامه عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی در استقبال از رهبر انقلاب، جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌کنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این کار را نکنید. علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: «اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمی‌کردم.»

و یا در جایی دیگر به رهبر انقلاب فرمودند: «به جد اطهرت قسم که اگر می‌شنیدم که تو دست کجی، یک دونه خرما را می‌شنیدم یا می‌دیدم که دستت کج بود ولو به یک دونه خرما، به استقبالت نمی‌اومدم. چون می‌بینم پاکی اومدمُ چون می‌بینم به اخلاص داری کار می‌کنی اومدم.»

اما ابراز ارادت حضرت علامه به رهبر انقلاب به همین‌جا ختم نمی‌شود. زیرا بعد از این دیدار، استاندار مازندران به همراه جمعی از مسؤولان استانداری، با آیت الله حسن‌زاده در آمل دیدار کردند. آیت الله حسن‌زاده آملی با اشاره به توصیه‌های مقام معظم رهبری در امورات مختلف، در خصوص امر ولایت فرمودند: «همگان باید عامل موثری باشیم و برای تقویت جایگاه ولایت فقیه سعی کنیم.»

اما یکی از شاگردان بنام ایشان نیز، در خصوص این دیدار خاطرۀ جالبی تعریف می‌کنند. حجت‌الاسلام والمسلمین صمدی آملی، یک روز پس از سفر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به آمل به دیدار علامه رفته و ایشان، نکته‌ای در خصوص دیدار مذکور فرمودند: «اگر یک میکرون در آقای خامنه‌ای غل و غش، ناخالصی، غل و غش و (هر تعبیری می‌خواهید)، یک میکرون، یک میلیونوم، یک هزارم این‌ها در ایشان می‌دیدم نمی‌آمدم، چه کار دارم؟»

حضرت علامه حسن‌زاده در جای دیگری پیرامون حضرت آفا فرموده‌اند: «گوشتان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن (عج) است.»

این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می‌کند که بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیت‌الله طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را کسی نشناخت جز امام زمان (عج).

این بیانات علامه را باید در کنار نامهٔ ایشان به فرزند خود گذاشت. ایشان در قسمتی از این نامه می‌نویسند:

«و بدان که علم و عمل دو حقیقت انسان سازند و علم، امام عمل است، و اکنون هنگام تحصیل علم و اعتیاد به عمل صالح ان عزیز است، به انتظار فردا مباش که به فرمودهٔ انسان اگاهی:

در جوانی به خویش می‌گفتم شیر شیر است گر چه پیر بود

تا به پیری رسیده‌ام دیدم پیر پیر است گر چه شیر بود»

به عبارت دیگر، توصیفات، بیانات و نظرات علامه در خصوص نهضت امام خمینی (ره) و حمایت از مقام معظم رهبری، تا زمانی که به مقام عمل نرسد، ارزشی نداشته و لازم است تا از چنین الگوهایی که خود، مصداق کانل عالم عامل هستند، تأثیر عملی ببینیم و در میدان امتحان، خود را نشان دهیم. البته با عنایت به اینکه، «به انتظار فردا مباش». خود علامه جای دربارهٔ این موضوع گفته است:

«بدان که باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلت‏ بکارى و غرس کنى. این‏جا را دریاب، این‏جا جاى تجارت و کسب و کار است؛ و وقت هم خیلى کم است. وقت‏ خیلى کم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش‏». یعنى شتران تشنه را مى ‏بینید که وقتى چشمشان به نهر آب افتاد چگونه مى ‏کوشند و مى ‏شتابند و از یکدیگر سبقت مى ‏گیرند که خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى که گنج‏ هاى رحمان ‏اند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات که قرآن و عترت است. وقت‏ خیلى کم است و ما خیلى کار داریم. امروز و فردا نکنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اکثر مردم به علت تسویف، به کیفر اعمال بد این‏جاى خودشان مبتلا شده‏اند.» تسویف یعنى سوف سوف کردن، یعنى امروز و فردا کردن، بهار و تابستان کردن، امسال و سال دیگر کردن. وقت نیست، و باید به جد بکوشیم تا خودمان را درست‏ بسازیم.»

منبع : رجا نیوز





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 توسط حیدر محمدخانی



معلم عزیز بی انصافیست که تو را به شمع تشبیه کنم زیرا شمع را میسازند تا بسوزد اما تو میسوزی تا بسازی

روزت مبارك

شادی روح علامه بزرگوار شهید مرتضی مطهری ( صلوات )





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 توسط حیدر محمدخانی



از راست به چپ

1- امامت وجوب وجود امام از منظر عقل 2- حفظ دین در دوران غیبت 3- غلو پژوهی یا امامت ستیزی 4- غلو پژوهی ابزار شیعه ستیزی 5- شعار شیعه بر تارك آفرینش 6- قسیس اعظم مسیحی چرا مسلمان شد ؟ 7- مدعیان دروغین 8- نبرد با ‏‏‎بی دینی 9- بی بهایی باب و بهاء 10- سلوك در تاریكی 11- در خانقاه بیدخت چه می گذرد؟

جهت اطلاعات بیشتر به آدرس اینترنتی www.rahenikan.com انتشارات راه نیكان مراجعه بفرمائید .





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 توسط حیدر محمدخانی



امسال هم شیفتگان و عزاداران فاطمی در سمنان همانند سالهای گذشته  با حضور خود در مراسم های عزاداری  بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره (س)  ارادت خود را نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام  نشان دادند .

بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 توسط حیدر محمدخانی



سالروز شهادت حضرت زهرا (س) را به محضر مبارک حضرت بقیه الله الاعظم ( عج ) و نائب بر حقش مقام معظم رهبری ، مراجع عظام تقلید و عزاداران فاطمی تسلیت عرض می نمایم

 

ای گل خزانم آتش زدی به جانم

ای پرستوی من رفتی ز آشیانم

مانده کنج سینه غم های بی حسابم

بی تو در مدینه سلام بی جوابم


در غمت خمیدم ، امیدم ، رفیق خقته زیر گل ها

ای فرشته رویم چه گویم چه کرده هجرانت به دل

مرتضی و دوری ، صبوری ندارم و بریده ام

یاد روی ماهت بریزد ستاره از دو دیده ام

یاس نیلوفری - کی مرا می بری

وای از این غم جدایی



بعد تو به عالم من دلخوشی ندارم

بی تو با که گویم غمهای بی شمارم

من که در مدینه غریب و بی شناسم

سر بر آر و بشنو زهرا تو التماسم

یاس نیلوفری - کی مرا می بری

وای از این غم جدایی

در کنار قبرت ،ببین در اعتکافم

کعبه هستی و من ، دور تو در طوافم

از غمت بر آید ، زسینه آه سردم

بی تو من که دیگر ، علی کوچه گردم

کی رود ز یادم ، غم تو ، ای مانده بین کوچه ها

کس خبر ندارد ، زداغت ، با من چه کردی کوچه ها

کی رود ز یادم ، که دشمن ، هست تو را گرفته بود

کی رود زیادم ، که زینب ، دست تو را گرفته بود

یاس نیلوفری ، کی مرا می بری

وای از این غم جدایی

 

                                                                                            





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 توسط حیدر محمدخانی



من راجع به حضرت صدیقه سلام الله علیها خودم را قاصر می دانم ذکری بکنم، فقط اکتفا می کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است که حضرت صادق علیه السلام می فرماید: «فاطمه سلام الله علیها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند، و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می کرد.»

ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراوده ای بوده است یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیاء عظام درباره کسی این طور وارد شده باشد که در ظرف 75 روز جبرئیل رفت و آمد داشته است ... مسئله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسئله ساده نیست، خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می اید. امکان دارد بیاید، یک تناسب لازم است بین روح آن کس که جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است...

حتی درباره ائمه هم ندیده ایم که وارد شده باشد این طور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است که برای حضرت زهرا سلام الله علیها است آن که من دیده ام جبرئیل به وفور در آن 75 روز وارد می شده و مسائل آتیه ای که بر ذریه ی او می گذشته است، این مسائل را می گفته است و حضرت امیر علیه السلام هم ثبت می کرده است.

در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضائلی که برای حضرت زهرا سلام الله علیها ذکر کرده اند ... بالاتر می دانم

 





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 توسط حیدر محمدخانی



حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در قالب سروده‌ای به این بانوی بزرگوار ابراز ارادت کردند...

ای دخـــت گــرامـی پـیمبر

ای سرّ رســول در تو مـضمر

در بـیت شریف وحی، خاتون

بــر چــرخ رفــیع مَجد اختر

ای شبه نبی به خلق و اوصاف

ای نــور مـجسّــم مــصـوّر

ای خـــادم خــانه‌ تـو حوّا

و ای حاجــب درگه تو هاجر

در طــورِ لــقا یــگانـه بانو

در مُـلک وجود زیب و زیور

بــا شــیر خــدا عـلیّ عالی

هـم سنگر و هم پیام و همسر

مانند تو زن جهان‌ ‌ندیده‌ ‌است

غــمـخوار و نـگاهبانِ شوهر

ای عــین کمال و جان بینش

ای ‌شخص ‌شخیص عصمت‌ و فرّ

بـر رفـعت قدر تو گواه است

بــیت و حجر و مقام و مشعر

ای ســیّــده زنــان عــالـم

ای بــضــعه حــضرت پیمبر

تـو اصلی و دیگران همه فرع

تــو جـانی‌ و دیگران چو پیکر

در مُـــلــک وَلا ولــیّـة الله

بـر نــخلِ وجــود احمدی بَر

قــرآن بــه فـضیلت تو نازل

بــرهان تــو مــحکم و مقرّر

روی تــو جــمال کــبریایی

کــوی تــو رواق قُرب داور

از جوی تو شبنمی است زمزم

و از بحر تو شعبه‌ای ‌است ‌کوثر

زان خـطبه آتشین که پیچید

در ارض و سـما بسان‌ تنـدر

محکوم شد آن نظام و گردید

حــق روشن و غالب و مظفّر

مـن عاجزم از بــیان وصفت

تـو بحری و من ز قطره کمتر

ای امّ مــحـامـد و مـعــالی

ای از تــو مــشام جان معطّر

بــا این‌همه عزّ و رفعت شأن

بـا آن همه فخر بی حد و مرّ

از ظــلـم مــنافـقین امّــت

شــد قـلـب مـنیر تـو مکدّر

آن را کــه نـمود حقّ مقدّم

کـــردند مــعانــدان مـؤخّر

بردند فدک ‌به ‌غصب و بسـتند

بــر بـاب تو گفته‌‌ای مـزوّر

افسوس شکست دشمـن‌ دین‌

پـهلوی تو را به ضربـت در

بــازوی تـو را به تازیــانه

زد قــنفذ مــلحد سـتـمگر

از سیلی و شـرح آن نگویم

کافتد بـه دل از بیانش آذر

در مــاتم مـحسن شهیدت

ماییم به سوگ و ناله اندر

بر لطفی صافی از سر لطف

بنگر که بُوَد پریش و مضطر

بس فخر از آن کند ‌که دارد

بر سـر ز سـتایش تو افسر





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 توسط حیدر محمدخانی



حضرت آیة الله وحید خراسانی تاکید کرد حفظ نظام از اوجب واجبات است نه برای امروز که ما هستیم ، برای همیشه تا روزی که این پرچم به دست امام زمان ارواحنافداه برسد و ما همه در قبال اهل بیت علیهم السلام مسئولیم.

آیت الله وحید خراسانی با تاکید، به مساله با اهمیت اقامه عزا در روز شهادت و حرکت دسته های عزاداری توصیه کرد. اصلی ترین توصیه ایشان توجه به اقامه عزا برای حضرت زهرا سلام الله علیها به صورت دسته جات عزاداری در روز شهادت بود .

ایشان در پاسخ به سوالی درباره آغاز و پایان ایام فاطمیه بیان بیان داشت که از روز 13 جمادی الاول شروع می شود تا روز 3 جمادی الثانی که تعطیل است و اوج سوگواری در آن روز است که توجه به آن روز سیره بزرگان از فقهایی همچون میرزای نایینی و مرحوم آخوند خراسانی بوده است .

ایشان در ادامه نکته ظریفی در تفسیر "بضعة منی" عنوان كرد که "پاره تن" از اغلاط است. بضعه در این جا یعنی پاره ای از وجود عقل کل و کل عقل. یعنی پاره ای از علم او، پاره ای از نور و مقام او، پاره ای از عصمت و قدسیّت او و بالاخره پاره ای از عقل کل و کلّ عقل.

همچنین گفتند: در روز قیامت که یوم الحسره و روز افسوس و پشیمانی است، همه آنها که مسیری جز مسیر اهل بیت را برگزیدند، انگشت ندامت خواهند گزید و آرزو می کنند که ای کاش از مدت عمر خود برای خدمت به آستان ائمه طاهرین به خصوص مادر مظلومه شان بهره می بردند.

ایشان با تاکید گفتند: حفظ نظام از اوجب واجبات است نه برای امروز که ما هستیم ، برای همیشه تا روزی که این پرچم به دست امام زمان ارواحنافداه برسد و ما همه در قبال اهل بیت علیهم السلام مسئولیم.

آیة الله وحید خراسانی با توجه به نقش هویتی مناسبت ها ، کنار محرم و صفر به اقامه عزا در 3 روز مهم در طول سال تاکید داشت: شهادت حضرت صدیقه، شهادت حضرت امیر و شهادت حضرت صادق علیهم السلام .

اما در پایان 2 توصیه برای عموم مردم بیان كردند: اول: تلاوت روزانه سوره یاسین و هدیه کردن ثواب آن به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) . دوم: آغاز ختم قرآن به صورت روزانه به هر میزان که میسر است و هدیه کردن آن به امام عصر علیه السلام . که بر اساس حدیث صحیح و معتبری بشارت داده شده که کسی که چنین هدیه ای به امام زمان علیه السلام می دهد (و هو معه)یعنی به مقام معیت با آن بزرگوار می رسد .  

در پایان آیت الله وحید از همگان خواست تا با بزرگداشت این ایام حزن و ماتم ، زمینه جلب عنایات حضرت بقیة الله به کشور را فراهم آورند .

منبع : رجا نیوز

 





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 فروردین 1391 توسط حیدر محمدخانی



نام و یاد شهیدان سید مرتضی آوینی و سپهبد علی صیاد شیرازی گرامی باد

سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده ی شهید سید مرتضی آوینی در تاریخ 2/2/1372

نباید بگذارید کارهای ایشان زمین بماند...

بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند ان شاالله این شهید را با پیغمبر محشور کند. من حقیقتا نمی دانم چطور می شود انسان احساساتش را در یک چنین مواقعی بیان و تعبیر کند؟ چون در دل انسان یک جور احساس نیست. در حادثه ی شهادتی مثل شهادت این شهید عزیز چندین احساس با هم هست. یکی احساس غم و تاسف است از نداشتن کسی مثل سید مرتضی آوینی. اما چندین احساس دیگرهم با این همراه است که تفکیک آنها از همدیگر و باز شناسی هریک و بیان کردن آنها کار بسیار مشکلی است.

به هر حال امیدواریم که خداوند متعال خودش به بازماندگانش به شما پدرشان، مادرشان، خانمشان، فرزندانشان. همه ی کسانشان به شما که بیشترین غم . سنگین ترین غصه را دارید تسلی ببخشد. چون جز با تسلی الهی دلی که چنین گوهری را از خودش جدا می بیند واقعا آرامش پیدا نمی کند. فقط خدای متعال باید تسلی بدهد و می دهد.

من با خانواده های شهدا زیاد نشست و برخاست کرده ام و می کنم. و از شرایط روحی آنان آگاهم. گاهی فقدان یک عزیز مصیبتی است که اگر مرگ او شهادت نبود تا ابد قابل تسلی نبود. اما خدای متعال در شهادت سری قرار داده که هم زخم است و هم مرهم و یک حالت تسلی و روشنایی به بازماندگان می دهد.

من خانواده ی شهیدی را دیدم که فقط همان یک پسر را داشتند و خدای متعال آن پسر را از آنان گرفته بود.(البته از این قبیل زیاد دیده ام. این یک نمونه اش.)

وقتی انسان عکس آن جوان را هنگامی که با پدرش خداحافظی می کردکه به جبهه برود می دید با خودش فکر می کرد که « اگر این جوان کشته شود پدر و مادرش تا ابد خون خواهند گریست.»

یعنی منظره این را نشان می داد. بستگی آن پدر و مادر به آن جوان از این منظره کاملاً مشخص بود (من آن عکس را دارم. آن را بعداً برای من آوردند. من هم آن عکس را قاب شده نگه داشته ام. این عکس حال مخصوصی دارد.)

اما خدای متعال به آن پدر و مادر آرامش و تسلایی بخشیده بود که خود پدرش به من گفت: «من فکر می کردم اگر این بچه کشته شود من خواهم مرد.» (یعنی همان احساسی را که من از مشاهده ی آن عکس داشتم ایشان با اظهاراتش تایید می کرد.)

می گفت: «ولی خدای متعال دل ما را آرام کرد.»

در این مورد هم همین است. یعنی وقتی شما می دانید که فرزندتان در پیشگاه خدای متعال در درجات عالی دارد پرواز می کند یعنی آن چیزی که همه ی عرفا و اهل سلوک و آن سرگشته های وادی های عشق و شور معنوی وعرفانی یک عمر به دنبالش گشته اند و دویده اند او با این فداکاری و این شهادت به دست آورده و رضوان و قرب الهی را درک کرده است خوشحال می شوید که فرزندتان به اینجا رسیده است.

امیدواریم که خداوند متعال درجات او را عالی کند. من با فرزند شما نشست و برخاست زیادی نداشتم. شاید سه جلسه که در آن سه جلسه هم ایشان هیچ صحبتی نکرده بود. من با ایشان خیلی کم هم صحبت شدم. منتها آن گفتارهای تلویزیونی را از سالها پیش می شنیدم و به آن ها علاقه داشتم. هر چند نمی دانستم که ایشان آنها را اجرا می کند. لکن در ایشان همواره نوری مشاهده می کردم. ایشان دو- سه مرتبه آمد اینجا و روبه روی من نشست. من یک نور و یک صفا و یک حالت روحانی در ایشان حس می کردم و همین جور هم بود. همین ها هم موجب می شود که انسان بتواند به این درجه ی رفیع شهادت برسد.

خداوند ان شاء الله دلهای داغدیده و غمگین شما را خودش تسلی بدهد. اگر ما به حوزه ی آن شهادت و شهید و خانواده ی شهید نزدیک می شویم برای خاطر خودمان است. بنده خودم احساس احتیاج می کنم. برای ما افتخار است که هر چه می توانیم به این حوزه ی شهادت و این شهید خودمان را نزدیک بکنیم.

چند روز پیش توفیق زیارت مقبره ی این شهید را پیدا کردیم. پنج شنبه ی گذشته رفتیم آنجا و قبر مطهر ایشان و آن همرزم و همراهشان –شهید یزدان پرست- را زیارت کردیم. ان شاءالله که خداوند درجاتشان را عالی کند و روز به روز برکات آن وجود با برکت را بیشتر کند. کارهایی که ایشان داشتند ان شاءالله نباید زمین بماند. ان شاالله برای روایت فتح یک فکر درست و حسابی شده است که ادامه پیدا کند.

نباید بگذارند که کارهای ایشان زمین بماند. این کارها، کارهای با ارزشی بود. ایشان معلوم می شود ظرفیت خیلی بالایی داشتند که این قدر کار و این همه را به خوبی انجام می دادند. مخصوصا این روایت فتح چیز خیلی مهمی است. شب هایی که پخش می شد من گوش می کردم. ظاهرا سه- چهار برنامه هم بیشتر اجرا نشد.

حالا یک مسئله این است که آن کاری را که ایشان کرده اند و حاضر و آماده است چگونه از آن بهره برداری بشود. یک مسئله هم این است که کار ادامه پیدا کند. آن روز که ما از این آقایان خواهش می کردیم و من اصرار می کردم که این روایت فتح ادامه پیدا کند درست نمی دانستم چگونه ادامه پیدا کند. بعد که برنامه ها اجرا شد دیدیم همین است. یعنی زنده کردن ارزش های دفاع مقدس در خاطرها. آن خاطره ها را یکی یکی از زبان ها بیرون کشیدن. و آنها را به تصویر کشیدن و آن فضای جنگ را بازآفرینی کردن. این کاری بود که ایشان داشت می کرد. و هر چه هم پیش می رفت بهتر می شد. یعنی پخته تر می شد. چون کار نشده ای بود. غیر از این بود که بروند در میدان جنگ و با رزمنده حرف بزنند. آن کار خیلی آسان تر بود. این کار هنری تر و دشوارتر و محتاج تلاش فکری و هنری بیشتری بود. اول ایشان شروع کرد و بعد کم کم بهتر و پخته تر شد. من حدس می زنم اگر ایشان زنده می ماند و ادامه می داد این کار خیلی اوج پیدا می کرد. حالا هم باید این برنامه دنبال شود. تازه در همین میدان هم منحصر نیست. یعنی بازآفرینی آن فضا از راه خاطره ها یکی از کارهاست. در باب جنگ و ادامه ی روایت فتح کارهای دیگری هم شاید بشود انجام داد. حیف است که این کار تعطیل شود. من خیلی خوشحال شدم از این که زیارتتان کردم.

منبع : سایت شهید آوینی

دلم برای صیادم تنگ شده!

دو راه داری: یا می توانی مثل همه ای باشی که می ریزند و می پاشند و دغدغه نان ندارند. در این صورت می توانی به خودت بگویی حالا که من فرمانده ام و همه گوش به فرمان من هستند، اصلاً گم نامی یعنی چی؟ یا این که می توانی خودت را بیندازی وسط میدان، تن به بلا بسپاری، غم دیگران را گوشه دلت قاب کنی و بدون گلایه از مشکلات، عزم کنی با آنها بجنگی.

داستان «علی صیاد شیرازی»، می دانی که از نوع اول نیست. علی، متولد 1323، در کبود گنبد(درگز)، جانشین ستاد کل نیروهای مسلح، کاری کرد که من و تو بعد از سال ها باور کنیم که «درِ باغ شهادت باز، باز است».*

می رفت آن طرف خط، وسط عراقی ها، هر چی بهش می گفتند که آخر مرد حسابی! کجای دنیا، فرمانده نیروی زمینی می رود وسط دشمن؟ می خندید و می گفت که من باید خودم به یقین برسم که آن طرف چه خبر است، بعد نیروهایم را بفرستم.

وقتی پشت بی سیم می گویند که فلان کار باید بشود، باید بدانم که شدنی است. پنج کیلومتری دشمن، صدای همه درآمده بود که چرا صیاد آمده اینجا که احتمال هر خطری هست. او را بغل می کنند و به زور می اندازند توی قایق. با همان لباس نظامی و تجهیزات، می پرد بیرون و شناکنان برمی گردد پیش بچه ها.*

مراقب تک تک هزینه هایی که در ارتش خرج می شد، بود. یک وقت می آمد و می گفت که فلان جلسه، همه اش اداری نبود، حرف شخصی هم مطرح شد؛ هزینه جلسه را بنویسید به حساب من. لیست تمام تلفن های شخصی خودش را هم داشت.*

نماز شبش را که می خواند، تا صبح بیدار می ماند، ما را هم برای نماز بیدار می کرد. بعد از نماز با بچه ها ورزش می کردیم و نهایتاً می رفت سراغ کار. هر روز صبح نیم ساعت تا سه ربع، وقت می گذاشت تا بچه ها درباره هر چه که دوست دارند، حرف بزنند. روزهای جمعه هم می آمد و می گفت که امروز می خواهم یک کار خیر انجام بدهم. بعد وضو می گرفت می رفت داخل آشپزخانه، در را می بست و شروع می کرد به شستن.*

به ما می گفت: «خجالت می کشم. خیلی در حق شما کوتاهی کرده ام. کمتر پدری کرده ام. فرصتم کم بوده و گرنه خیلی دلم می خواست.» یک روز در زدند، پیک نامه آورده بود. قلبم ریخت که نکند شهید شده باشد. پاکت را باز کردم دیدم یک انگشتر عقیق برای من فرستاده و نوشته: «به پاس صبرها و تحمل های تو.»*
یک شب خواب دیده بود که آقا به او می گوید: «شما کارتان درست می شود، نگران نباشید.» 21 فروردین 78 بود، کارش درست شد.*
فردای روزی که به خاک سپرده بودندش، می روند سر خاک، «آقا» هم آنجا بود. زودتر از بقیه آمده بود. می گفت: «دلم برای صیادم تنگ شده!»

منبع : سایت شهید آوینی

 





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 فروردین 1391 توسط حیدر محمدخانی



 

1- طبق روایت، روز سه‌شنبه‌ى هفته‌ى آینده - سوم جمادى‌الثّانى - شهادت سیّده‌ى زنان عالم، فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌ علیها) است. من از ملت ایران درخواست مى‌كنم كه در آن روز، مغازه‌ها و محل كسبشان را تعطیل كنند و به فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه‌ علیها) احترام نمایند. به دستگاهها و ادارات دولتى و كارخانجاتى كه كارهاى خاصى دارند، چیزى نمى‌گوییم؛ لیكن كسبه و دكاندارها و بازارها و خیابانها احترام كنند. ان‌شاءاللَّه روز سه‌شنبه را تعطیل كنید تا بتوانیم از بركات فاطمه‌ى زهرا (سلام‌اللَّه علیها) بهره‌مند بشویم. بیانات مقام معظم رهبرى‏در دیدار با فرماندهان و مسؤولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى‏ (۱۳۷۶/۰۶/۲۶

2- شخصیت‌ زهرای‌ اطهر، در ابعاد سیاسی‌ و اجتماعی‌ و جهادی‌، شخصیت‌ ممتاز و برجسته‌یی‌ است‌; به‌ طوری‌ كه‌ همه‌ی‌ زنان‌ مبارز و انقلابی‌ و برجسته‌ و سیاسی‌ عالم‌ می‌توانند از زندگی‌ كوتاه‌ و پرمغز او درس‌ بگیرند. زنی‌ كه‌ در بیت‌ انقلاب‌ متولد شد و تمام‌ دوران‌ كودكی‌ را در آغوش‌ پدری‌ گذراند كه‌ در حال‌ یك‌ مبارزه‌ی‌ عظیم‌ جهانی‌ فراموش‌ نشدنی‌ بود. آن‌ خانمی‌ كه‌ در دوران‌ كودكی‌، سختیهای‌ مبارزه‌ی‌ دوران‌ مكه‌ را چشید، به‌ شعب‌ ابی‌طالب‌ برده‌ شد، گرسنگی‌ و سختی‌ و رعب‌ و انواع‌ و اقسام‌ شدتهای‌ دوران‌ مبارزه‌ی‌ مكه‌ را لمس‌ نمود و بعد هم‌ كه‌ به‌ مدینه‌ هجرت‌ كرد، همسر مردی‌ شد كه‌ تمام‌ زندگیش‌ جهاد فی‌سبیل‌الله‌ بود و در تمام‌ قریب‌ به‌ یازده‌ سال‌ زندگی‌ مشترك‌ فاطمه‌ی‌ زهرا و امیرالمؤمنین‌(علیهماالسلام‌)، هیچ‌ سالی‌، بلكه‌ هیچ‌ نیم‌ سالی‌ نگذشت‌ كه‌ این‌ شوهر، كمر به‌ جهاد فی‌سبیل‌الله‌ نبسته‌ و به‌ میدان‌ جنگ‌ نرفته‌ باشد و این‌ زن‌ بزرگ‌ و فداكار، همسری‌ شایسته‌ی‌ یك‌ مرد مجاهد و یك‌ سرباز و سردار دایمی‌ میدان‌ جنگ‌ را نكرده‌ باشد.

پس‌، زندگی‌ فاطمه‌ی‌زهرا(س‌)، اگر چه‌ كوتاه‌ بود و حدود بیست‌ سال‌ بیشتر طول‌ نكشید; اما این‌ زندگی‌، از جهت‌ جهاد و مبارزه‌ و تلاش‌ و كار انقلابی‌ و صبر انقلابی‌ و درس‌ و فراگیری‌ و آموزش‌ به‌ این‌ و آن‌ و سخنرانی‌ و دفاع‌ از نبوت‌ و امامت‌ و نظام‌ اسلامی‌، دریای‌ پهناوری‌ از تلاش‌ و مبارزه‌ و كار و در نهایت‌ هم‌ شهادت‌ است‌. این‌، زندگی‌ جهادی‌ فاطمه‌ی‌زهراست‌ كه‌ بسیار عظیم‌ و فوق‌العاده‌ و حقیقتا بی‌نظیر است‌ و یقینا در ذهن‌ بشر ـ چه‌ امروز و چه‌ در آینده‌ ـ یك‌ نقطه‌ی‌ درخشان‌ و استثنایی‌ است‌. سخنرانی‌ در دیدار جمع‌ كثیری‌ از بانوان‌ كشور 68/10/26

3ـ تجلیل از مقام فاطمه ـ سلام الله علیها ـ تكریم ایمان، تقوا، علم، ادب، شجاعت، ایثار، جهاد، شهادت و در یك كلمه مكارم اخلاق است كه پدر بزرگوارش براى آن مبعوث شد، و آن گاه كه رسول اكرم ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ فاطمه را پاره تن خویش معرفى مى كند، به جهانیان مى آموزد كه جلوه والاى كرامت انسان و اخلاق اسلام را در این چهره مقدس جست و جو كنند و مادران جهان، شعاعى از این خورشید درخشان برگیرند و كانون حیات انسانها را گرم و روشن سازند. 59/11/2

4ـ ساده زیستى دختر پیامبر یك نمونه براى زنان امروز جامعه ماست. ما روحیه مصرف گرایى را كنار بگذاریم و در زندگى به حد لزوم اكتفا كنیم و از افراط بپرهیزیم و آرزوهاى حقیر و كوچك را فداى ارزشهاى بزرگ بكنیم، نمونه كامل آن را در زندگى فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ مى توان در تاریخ مشاهده كرد. جهیزیه دختر پیامبر فقیرانه ترین جهیزیه اى بود كه در آن روز در بین مردم رایج بود. 64/11/4

5ـ در صحنه تعریف معنوى فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ وارد نمى شویم، لیكن در زندگى معمولى این بزرگوار یك نكته مهم است و آن جمع بین زندگى یك زن مسلمان در رفتارش با شوهر و فرزندان و انجام وظایفش در خانه از یك طرف و بین وظایف یك انسان مجاهد، غیور، خستگى ناپذیر در برخوردش با حوادث سیاسى مهم بعد از رحلت رسول اكرم ـ صلى الله علیه وآله وسلم ـ كه به مسجد مى آید و سخنرانى و موضعگیرى و دفاع مى كند و حرف مى زند و یك جهادگر به تمام معنا و خستگى ناپذیر و محنت پذیر و سختى تحمل كن است از طرفى دیگر. 68/9/22

6ـ وجود حضرت زهرا ـ علیها السلام ـ با آن حكمت، گویندگى، قدرت تحلیل سیاسى و اجتماعى و آینده نگرى و نیز قدرت برخورد با عظیم ترین مسائل زمان خود، نشان دهنده این واقعیت است كه یك زن مسلمان مى تواند در سنین جوانى هم به مقامات عالى و معنوى و عرفانى دست یابد. 72/9/8

7ـ زنان مسلمان در زندگى شخصى، اجتماعى و خانوادگى خود باید زندگى فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ را از جهت خردمندى، فرزانگى و عقل و معرفت الگو و سرمشق خود قرار دهند و از بُعد عبادت، مجاهدت، حضور در صحنه تصمیم گیریهاى عظیم اجتماعى، خانه دارى، همسردارى و تربیت فرزندان صالح از زهراى اطهر ـ علیها السلام ـ پیروى كنند; زیرا زندگى آن بانوى بزرگ اسلام نشان مى دهد كه زن مسلمان براى ورود در صحنه سیاست و میدان كار و تلاش و نیز ایفاى نقش فعال در جامعه همراه با تحصیل، عبادت، همسردارى و تربیت فرزندان مى تواند پیرو فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ باشد و دخت گرامى پیامبر عظیم الشأن الهى را الگوى خود قرار دهد. 72/9/17

8ـ زنان مسلمانى كه امروز در نظام اسلامى با جدیت، دلسوزى و همراه با عفت و عصمت درس مى خوانند، طبابت مى كنند و یا در محیطهاى اجتماعى، علمى و سیاسى فعال هستند، پیروان فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ محسوب مى شوند و این جانب با همه وجود براى چنین زنانى احترام و تكریم قائل هستم. 72/9/17





نوشته شده در تاریخ شنبه 19 فروردین 1391 توسط حیدر محمدخانی



ایام حزن انگیز فاطمیه یاد آور  مصیبت هایی است که جگر گوشه پیامبر مکرم اسلام (ص) حضرت زهرا (س) در دفاع از حریم مقدسه ولایت متحمل آن گردید و سر انجام به دست شریر ترین انسانها به شهادت رسید .  ایام عزای بی بی دو عالم حضرت زهرا (س) را به محضر مقدس حضرت ولی عصر (عج ) و مقام معظم رهبری - آیات عظام و دوستداران آل الله تسلیت عرض می نمایم .

رفته توان تو، چقدر گریه می کنی؟!

از لحظه ای که رفته پدر گریه می کنی

 

داغ پدر مگر که برای تو بس نبود

حالا برای داغ پسر گریه می کنی

 

میخ گداخته جگرت را درید و سوخت

می سوزی و به سوز جگر گریه می کنی

 

این چوب نیم سوخته آیینه دق است

تا می کنی نگاه به در گریه می کنی

 

این استخوان در گلویم راه گریه بست

اما تو جای هر دو نفر گریه می کنی

 

افتاده ام به پای تو مانند اشک تو

من آب می شوم تو اگر گریه می کنی

 

از شام تا طلوع سحر بغض می کنم

از شام تا طلوع سحر گریه می کنی

 

از فرط درد خنده و گریه یکی شود

لبخند می زنی؛ به نظر گریه می کنی

 

تنها سلاح دست تو این اشک چشم توست

با چادری که هست سپر گریه می کنی

 

هرکس بیاید از پی احوالپرسی ات

پرسد چه حال یا چه خبر؛ گریه می کنی

 

دستی شکسته اشک مرا پاک می کند

دستی گرفته ای به کمر گریه می کنی

 

بیت الحزن که می روی از خانه، هرقدم

کوچه به کوچه بین گذر گریه می کنی

 

همسایه ها برای تو پیغام داده اند

بس کن تو فاطمه! چقدر گریه می کنی

 

شاعر: محمد رسولی

 

 

 

 





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 فروردین 1391 توسط حیدر محمدخانی


درباره وبلاگ
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
لوگوی دوستان


صراط مستقیمی جز علی نیست

Welcome to web bisimchi

کد آهنگهای مذهبی